اجتماعی -فرهنگی -سیاسی
توماس کارلایل، مورّخ و فیلسوف انگلیسى: «بهترین درسى که از سرگذشت کربلا مى گیریم این است که امام حسین (ع) و یارانش ایمانى استوار به خدا داشتند. آنها با اعمال خویش ثابت کردند که در مقام مبارزه حق و باطل، تفوّق عددى و کثرت عددى اهمیّت ندارد و پیروزى حسین (ع) با وجود اقلیّتى که داشت، باعث شگفتى من است.» چارلز دیکنز نویسنده انگلیسى مى گوید: «اگر منظور امام حسین (ع) جنگ در راه خواسته هاى دنیایى خود بود، من نمى فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد؟ پس عقل چنین حکم مى کند که او به خاطر اسلام، فداکارى کرد.»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

 

آیا می دانستید?آیا می دانید

شبکه های اجتماعی(دنیای سوم ) در کمین خانواده های مسلمان

آیا می دانستید بیش از 50درصد نوجوان وجوان کشورهای اسلامی در چندین شبکه  اجتماعی عضو هستند

آیا می دانستید 90درصد خانواده ها ی ما از معضلات این شبکه ها بی اطلاعند.

آیا می دانستید وجود این شبکه ها برای نوجوانان وجوانان بسیار خطر ناک است .

آیا می دانستید 90درصد کابران شبکه ها اجتماعی شب ها بجای استراحت دراین دنیا وارد می شوند.

آیا می دانستید 50درصد دختران کمتر از 15سال مسلمان حداقل دریکی از شبکه های اجتماعی عضو هستند

آیا می دانستید محتوای این شبکه ها حیای  دختران  وپسران مسلمان را هدف گرفته است .

 آیا می دانستید 90درصد دانش آموزان کشورمان به برکت خوش فکری های مدیران برنامه ریز وآینده نگراز سیم کارت های دانش آموزی(گوشی همراه ) استفاده می کنند

آیا می دانید سکوت امروز دستگاه های فرهنگی در این زمینه جبران ناپذیر است .

آیا می دانید آموزش وپرورش کشورمان  می تواند سهم بزرگی در بهبود کاهش معضلات شبکه های اجتماعی داشته باشد.

آیا می دانید که فردا دیر است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

نانی که بوی خون می دهد

اگر تاریخ گذشته غرب را  مروری  کنیم به سال های می رسیم که کشورها برای بدست آوردن تکه ای خاک وفتح یک سرزمین چه جنایت ها که نکرده اند. چه خون ها که نریخته اند.روایت مستند بومیان آمریکا ساکنان اصیل این سرزمین که از ذهن ها پاک نشده ! هدف تصرف خاک وسرزمین است .حالا این سارقان  غارتگران  دیروز امروزصاحب سرزمین شده اند ، قانون ، حقوق وبشر رو کلی از این حرف ها دارند.

حالا کمی آسوده اند لااقل دیگر  سرزمینی دارند که بگوینداهل کجایند.آرامش دارند اما به قیمت ناراحت کردن دیگر ملت ها  به قیمت یتیم کردن کودکان  بی گناه، بیوه کردن زنان وبی فرزند کردن مادران . روزانه در خاورمیانه چقدر انسان  بی گناه براثر سیاست  مردان دنیاپرست لامذهب  غرب تکه تکه می شوند .چقدر کودک در این سرزمین بی پدر می شوندراستی  به کدامین گناه؟؟

مردمان اتحادیه اروپا وآمریکا آسوده زندگی می کنند رفاهشان تامین است آسایش دارند.غم نان ندارند شغل دارند .مردان وزنان زیادی در کارخانه های ساخت سلاح ومهمات کار می کنند پس بی پول وبی شغل نیستند .کشورها ائتلاف می کنند برای ادامه جنگ .آسودگی  ممالک اسلامی به سود انان نیست  باید جنگ باشد تا سلاح بفروشان امورات مردماشان بگذرد .البته ائتلاف ضد جنگ دارند ، چه وجود بی مصرف وخنده داری این ائتلاف برخلاف نامش به شدت از دولت جنگ طلبش حمایت می کند. چون می دانند زندگی آنها وابسته به جنگ دیگر ملت هاست .پس باید سکوت کنند .کودکان آنها شب آسوده بخوابد نان شان گرم باشد آبشان خنک انان را چه که در عراق یا سوریه چه می گذرد . می دانند اینها همه نقشه دولت مردان انهاست که شکم مردمشان سیر باشد بی خیال که مردمان مسلمان خاورمیانه چه به روزشان می اید ...

نان مردمان اروپا وآمریکا بوی خون می دهد بوی خون مردمان مسلمان خاور میانه ...

گروهی تروریستی به نام داعش درست می کنند (افرادی مزدور که در ازای پول آدم می کشند )نامشان را می گذارند اسلام گرا . مسلمان آگاه وبا بصیرت که برادر مومنش را نمی کشد مسلمان که دنبال جنگ نیست . لعنت خدا براین مردان  مکار که برای حفظ آرامش ملت خود خاورمیانه را به آتش می کشند جنگ های دامنه دار به راه می اندازند. حقوق بشر کجاست ؟؟سازمان های بین المللی چه می کنند ؟؟؟

این چه دردی است که آنرا کنار نیست ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

قم / واحد مرکزی خبر / اقتصادی
گزارش مکتوب ... آبیاری تاکستانهای استان قم نیازمند تحول

استان قم با وجود محدودیت شدید در منابع آبی دارای باغ های انگوری است که همچنان به روش سنتی آبیاری می شود.
استان قم در حاشیه بیابان قرار دارد و سالهاست که با کمبود آب روبروست، بطوریکه آب مورد نیاز با صرف هزینه های فراوان از استانهای دیگر به این استان منتقل می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

بســم الله الرحــمن الرحیـــم

حجاب زن و دختــر مربوط به خود او نیست که بگــوید من از حق خــود گذشتــم و نمیــخواهم چـــادر سر کنــم
مربــوط به مرد نیست که بگــوید من راضیـــم که همسر و دختـــرم چــادر سر نکند


بلکه حجــــاب زن حقی الهی است و حــرمت و حیثـیت زن به عنـــوان حق الله مطـــرح است


و زن به عنــوان امیــن حق الله از نظـــر قرآن مطـــرح است


و حجـــاب زن امـــری ست اجتـــماعی، نــه فــــردی


و حق خــدا بایـــد ادا شود تا فـــرد از خطرات موجـــود در جــامعه حفــظ شــود

آیت الله العظـــمی جــوادی آمــلی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

قم / واحد مرکزی خبر / اجتماعی
گزارش مکتوب ... واکاوی مشکلات پیش روی پارک علم و فناوری قم

پارک علم و فناوری قم که بیش از دو سال از فعالیتش می گذرد، نقش مهمی را در رشد و توسعه اقتصاد دانش بنیان استان به عهده گرفته است.
اکنون 53 واحد فناور دراین پارک عضو شده اند و طبق برنامه ریزی قرار است 550 واحد فناور در پارک علم و فناوری قم عضو شوند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام

ماه رمضان ماه میهمانی خدا از راه رسیده و خونه مومنان رو صفای خاصی بخشیده  صفایی از جنس طاعت وبندگی

 رمضان ماهیه  برای شناخت خدا .خدایی که روزه رو برای ما مسلمانان واجب کرد همان طور که برای دیگر ادیان  و پیش از ما واجب کرد.

در این ماه عزیز فرصت خیلی خوبی دست داده تا خدا رو بشناسیم قریب ومجیب بودنش رو درک کنیم .مفهوم کن فیکون را بدونیم .این ماه خیلی عزیزه چرا که می تونه بستر رشد معنوی مومنان رو فراهم کنه .کافیه به شب قدر فکر کنیم  به دعای جوشن کبیر به سبحانک یا  لا اله الا انت . ..

خدایا به حرمت این ماه که قدرو مقامش دست خودته کمکمون کن که بتونم حقت رو بشناسیم

خدایا کمک کن شب های  قدر را قدر بدونیم

خدایا عاقبت بخیرمون کن بحق حرمت این ماه عزیز

التماس دعا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

من هم مدافع آزادي زنان هستم،

من هم اعتقاد دارم بايد حجاب اختياري باشد.من دوستاني دارم كه از نظر حجاب نقطه مقابل من هستند، اما با هم دوستيم، با هم مسافرت مي‌رويم، گردش مي‌رويم، مهماني خانه هم مي‌رويم، در يك كلام رفيقيم و به عقايد هم احترام مي‌گذاريم. اما من از برخي موضوعات پيش آمده در اين صفحه دلگيرم و آن عدم توجه به آزادي تمام زنان ايراني چه محجبه و غير محجبه است. چون فكر ميكنم ربطي به حجاب ندارد، ما همه در بنديم!من خودم چادري هستم و چادرم را دوست دارم. اما من هم آزاد نيستم! من هم احساس آزادي نمي‌كنم وقتي كه مي‌خواهم با دوستم به كافه‌اي بروم و با هم ساعتي را گپ بزنيم و همه از مسئول كافه تا آدم‌هايي كه نشسته‌اند، مرا با چشم‌هاي متعجب تا سرميز بدرقه مي‌كنند؟ كه مگر چادري هم كافه مي آيد؟! من هم احساس آزادي نمي‌كنم وقتي دوست خبرنگاري فرهيخته مرا در جمع دوستانش اين طور معرفي مي كند كه " بچه‌ها اين فهيمه است، به چادرش نگاه نكنيد، دختر باحالي است!". من هم احساس آزادي نمي‌كنم وقتي بحث سياسي مي‌شود و من از اصلاح طلب و و ...حمايت مي‌كنم و طرف مقابل من را به چشم جاسوس و در خوش بينانه‌ترين حالت به چشم منافق نگاه مي‌كنند. من هم احساس آزادي نمي‌كنم وقتي مسئول كافه‌اي كه ميزهايش خالي است، با استرس به من مي‌گويد جاي خالي نداريم، شرمنده! من هم احساس آزادي ندارم وقتي مي‌خواهم يك كفش شيك آنچناني از يك بوتيك در پاسداران بخرم و فروشنده تمام حواسش به دختر با پوشش راحت است و وقتي بعد از ۱۰ دقيقه به حرفهاي من توجه كرد، گفت اين خيلي گران است، به درد شما نمي خورد!! من هم احساس آزادي نمي كنم وقتي پسري با تريپ روشنفكري وسط خيابان مي‌گويد: گرمت نيست، گوني مشكي كشيدي به سرت؟! من هم احساس آزادي نمي كنم وقتي مسئول فلان روزنامه‌اي مرا به خاطر حجابم استخدام ميكند و نه به خاطر استعداد و توانايي‌هايم و مسئول روزنامه ديگري مرا به خاطر همان حجاب نميپذيرد و... دوستان طرفدار آزادي يواشكي، من هم آزاد نيستم. آهاي طرفداران آزادي يواشكي ، از من چادري هم حمايت كنيد. من هم آزادي ميخواهم.

 اینارو فهیمه سادات طباطبایی نوشته

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

چرا عرفان های نوظهور بوجوداومده چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کسی می دونه ؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

نخستین دانشگاه ادیان ومذاهب کشورسال 1387تحت نظارت وزارت علوم تحقیقات وفناوری ، درقم تاسیس شدوهم اکنون به صورت حضوری ومجازی درمقاطع کارشناسی ودکتری دانشجو می پذیرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

به هر آسمان زلالی شک می کند گنجشکی که با سر به پنجره خورده باشد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

داستان کوتاه

دوری

سر چهار  راه از تاکسی  پیاده شدم. گوشی همراهم زنگ خورد مادرم بود .

 کوتاه بیا  نبود می خواست برای امشب قرارمیهمانی بگذارد قبلش می خواست با من هما هنگ کند.می دانستم که یک میهمانی عادی نیست .میهمانان  از دوستان خانوادگی پدر ومادرم بودند که به اتقاق خانواده خودشان راخانه ما دعوت کرده بودند.  ترس عجیبی از این میهمانی داشتم  مادرم گوشه هایی زده بود تا ماجرا را بدانم ؛اما من  در این فکرها نبودم وازدواج اولویت برنامه هایم نبود  چون به کارم به شدت علاقه داشتم  مادرم این چیزها  به کتش نمی رفت به اوگفتم  بماند برای هفته بعد قصد داشتم با یکی از دوستانم مشورت کنم ... /


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

به نام خدا

داستان کوتاه

مهمان من 

-یه وقت به کاروکاسبی  فکر نکنی یاخسته می شی  فقط سرت تو مسج وپیامک واین حرفا باشه؛ بچه سوسول  مثل ما غم نون داری یا فکر آیندی بچاتی ؟دو سرویس رفتم وبرگشتم هنوز سرجات وایستادی ...

 این حرف ها را  مش کاظم راننده زحمت کشی که توی این شغل استخون خورد کرده  بهم می گفت. به این جور شوخی هایش  عادت کرده بودم هم سن وسال پدرم بود واحترامش واجب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

بهشت اینجاست 

23ربیع الاول است مردم قم چشم براه اند  قراراست دختر رسول خدا از نزدیکی این شهر بگذرد وبه مرو برود ، برود به دیدن امام زمانش برادرش امام رضا(ع) .فقط جمعیت را می بینم  همه مشتاقاندو بی قرار . می گویند دختر رسول خدا  می خواهد به این شهر بیاید من هم خوشحالم  از این دیدار از آمدن این میهمان عزیز

 رواق منظر چشم من آشیانه توست

 کرم نماو فرودا که خانه خانه توست .

داستان آمدنت را اینگونه نقل کرده اند:

می گویند کاروانی از برادر زاده های بانو همراه  اوهستندو در این سفر طولانی اورا همراهی می کنند . برادران اشعری که در قم ساکن هستند می روند تا بانو وکاروانش را به این شهر بیاوند تا چند روزی در این شهربماند وکاروان  خستگی  بگیریدوسپس  راه مرو را در پبش گیرند تا به  امام رضا(ع) برسند.وقتی اشعریان  به همراه بزرگان قم به استقبال می روند دختر موسی کاظم (س) تنها می بیند تنهاو بیمار.بانو پیش از اینها شنیده بود که بسیاری از یاران امام صادق (ع) وبرادرش امام رضا در قم ساکن هستند او خانواده اشعری را به خوبی می شناخت  .بزرگ اشعری از بانو ماجرا را می پرسد.

حقیقت دارد همه همران بانو توسط ماموران عباسی به شهاد ت رسیده اند تنها فاطمه معصومه وغلامش زنده مانده اند اینجا تاریخ سکوت  می کند وکسی نمی داند نام همران بانو که به شهادت رسیده اند  چه بوده وچند نفر بوده اند . چرا بانو بیمار بود از داغ عزیزانش بوده؟ ویا  همانطور که گفته اند توسط دشمنان اهل بیت مسموم شده  ؟کسی نمی داند اما هرچه که هست . قضا وقدر کار خودش را می کند وبانو فاطمه معصومه میهمان قم می شود.او را به مکان فعلی بیت النور می برند خانه ای  که در ملک شخصی خاندان اشعری بود ه وامروز زیارت گاه  زائران کریمه اهل بیت .

انگار از ابتدای آفرینش زمین قرار شد باغ بابلان این زمین کویری را به بهشت خدا پیوند بزند چرا که  دختر رسول خدافاطمه معصومه در اثر بیماری پس از 17روز به دیدار معبود می رود وباغ بابلان ارامگاهش می شود مکانی که   پنجره ای  همیشه باز به سمت عرش خدا ست .

بانو آن روز نبودم که اسطوره ایمان و پاکدامنی را از نزدیک ببینم اماامروز که هستم آمده ام . آمده ام تا ورودت را به این آب وخاک تبریک بگویم .

سلام برتو ای دختر حسن وحسین

سلام برتو ای دختر ولی الله

سلام برتو ای خواهر ولی الله

سلام برتو ای عمه ولی الله

 این  هم افتخاریست در شهری نفس بکشم وزندگی کنم که تا همیشه  تاریخ  عطر حضور ت جاریست  و هرروز از شمیم این عطر جانی دوباره می یابیم

سلام بر بزگ بانوی شهرم  فاطمه معصومه(س).

سلام بر زنان ومردان مومن این شهر .سلام بر دختران پاکدامن و پسران با ایمانش

بهشت زمان ومکان نیست بهشت اینجاست  حرم باصفای دختر رسول خداست فاطمه معصومه (س) گوارای وجود زائرانش

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

سلام

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

تحليل و بررسي چالش هاي وحدت حوزه و دانشگاه روز 27 آذر سال روز شهادت آیت الله دكتر مفتح (ره) و به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه نامیده شده است. در باب وحدت حوزه و دانشگاه تاكنون بسیار سخن گفته و نوشته شده، اما آنچه كه می تواند در تبیین مفهوم این وحدت نقش آفرینی كند بررسی وضعیت این دو نهاد به عنوان مغز متفكر و قلب تپیده جامعه اسلامی ما نقش سرنوشت سازی را بر عهده دارند و هم چنین كاوش محورهای چالش در این خصوص می باشد.
علی رغم بیانات و توصیه های فراوان امام عزیز و راحل و همچنین رهنمودهای حكیمانه مقام معظم رهبری در رابطه با این امر خطیر و در عین تلاش های مفید و فراوان افراد، نهادها و متصدیان جامعه دانشگاه و حوزوی، به نظر می رسد این موضوع را جهت مفهوم، عوامل و موانع، ابعاد مختلف همكاری و وحدت و غیره همچنان نیاز به تحقیق و بررسی دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

مقدمه:

یکی از بحث های چالش برانگیز که همواره در سال های اخیر میان حوزویان و دانشگاهیان مطرح بوده و هست، بحث وحدت این دو نهاد می باشد دو نهادی که در اصل پایه های فکری و سازندگی جامعه را تشکیل می دهند دانشگاهیان از بعد علمی و حوزویان از بعد معرفتی و دینی .

البته این بدین معنا نیست که در دانشگاه ها بعد مذهبی و در حوزه بعد علمی وجود ندارد، هر چند وجود این دو عنصر نسبت به نهاد اصلی خود کم رنگ تر است.

پس از گذشت سال ها از شهادت دکتر مفتح، هر ساله با فرا رسیدن 27 آذرماه سمینارها و کنفرانس های متعدد برگزار و مقاله های متعددی درباره راهکارهای وحدت حوزه و دانشگاه و چالش های میان آنها نوشته و ارائه می شود. اما به نظر می رسد دامنه بحث چنان گسترده است که در طول این سال ها که بحث های فراوانی مطرح شده با این حال هنوز نا گفته هایی وجود دارد که می تواند به پیشبرد هدف وحدت حوزه و دانشگاه کمک کند.

بطور کلی صاحب نظرانی که در این عرصه به بحث و چالش های فکری پرداخته اند به گروه های ذیل تقسیم می گردند:

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 


مقام معظم رهبري : مسأله‌ى وحدت حوزه و دانشگاه به اعتقاد من يكى از اساسى‌ترين و پيچيده‌ترين و عميق‌ترين مسائل انقلاب است. بخش‌هايي از بيانات معظم‌له به مناسبت 27 آذر، روز وحدت حوزه و دانشگاه به اين شرح است:
وحدت حوزه و دانشگاه، يعني: وحدت در اهداف كلى، وحدت در كامل ساختن اين ملت و اين كشور و حركت با يكديگر و عبور در دو خط موازى، بدون اصطكاك با هم؛ يعنى هر دو، كار خودشان را بكنند؛ اما براى يك هدف و آن هدف، ساختن و كامل كردن ملت و كشور ايران است. اين‌طور بايد حركت كرد.
وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى وحدت در هدف. هدف اين است كه همه به سمت ايجاد يك جامعه‌ى اسلامى پيشرفته‌ى مستقل، جامعه‌ى امام، جامعه‌ى پيشاهنگ، جامعه‌ى الگو، ملت شاهد - ملتى كه مردم دنيا با نگاه به او جرأت پيدا كنند، تا فكر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پياده كنند - حركت نمايند.
وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از اين است كه ما اين دو كانون علمى، اين دو مركز تعليم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاكم بر آنها، از لحاظ سيستم و سازماندهى حاكم بر آنها، و از لحاظ برخى از محتواها به هم نزديك كنيم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

بهش گفتم این و شنیدی ؟
که می گه

من یک زنم!

نه جنس دوم

نه یک موجود تابع نه یک ضعیفه

نه یک تابلوی نقاشی شده

نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت

باور داشته باش!!!!!

من هم اگر خواهم میتوانم خیانت کنم!!!

بی تفاوت و بی احساس باشم...

بی ادبی شنیع باشم

بی مبالات و کثیف باشم

اگر نبودم و نسیتم.......

نخواستم و نمی خواهم....

 مات مات نگاهم کرد گفتم :خب چیه دختر واقعیت اینه نمی خوایی قبول کنی؟ من بیشتر از هرکسی به خدایی نگاه می کنم که ناظر منه  خدایی که من و واسه پاک موندن آفریده .

بقول مولانا مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک  چند روزی قفسی ساخته اند بر بدنم .

من به خود  نامدم اینجا که به خود باز روم  انکه  آورد مرا باز برد دروطنم

چرا قبول نمی کنی  اینا ایمان می خواد

اخم کرد کمی روسریش رو جلو کشید وگفت : من عادت کردم از بچگی اینجور بزرگ شدم من اگه بی ارایش از خونه بیام بیرون حس خفگی بهم دست می ده ...

نمی دونستم چی بگم ولی باید خودش رو تغییر می داد اما براش سخت بود بهش گفتم : به رضای خدا فکر کن همچی برات  آسون می شه


+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

قبل از این که بخواهی در مورد من قضاوت کنی..
کفش های من را بپوش و در راه من قدم بزن.
از خیابان ها..دشت ها..کوه هایی گذر کن که من کردم.
اشکهایی بریز که من ریختم.
دردها و خوشی های مرا تجربه کن.
سال هایی را بگذران که من گذراندم.
روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم.
دوباره و دوباره برخیز و مجددا در همان راه سخت قدم بزن.
همانطور که من انجام دادم.
بعد از آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

امید

شخصی را به جهنم میب ردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خیره می‌شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید. فرشتگان پرسیدند چرا؟پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او امید به بخشش داشت

عشق

امیری به شاهزاده خانمی گفت: من عاشق توام.شاهزاده گفت: زیباتر از من خواهرم است که در پشت سرتو ایستاده است. امیر برگشت و دید هیچکس نیست .شاهزاده گفت: عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمی کند

زیبایی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد وبه کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کردبعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :

اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"

دخترکبه کفش ها نگاه کرد و با خود گفت

: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش رابالا انداخت و راه افتاد و گفت

: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام


+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 


چهار شمع به آرامی می سوختند، محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید.

اولین شمع گفت:

« من صلح هستم، هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد. فکر می کنم که به زودی خاموش شوم. هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم و بعد خاموش شد. »

شمع دوم گفت:

« من ایمان هستم، واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم.» حرف شمع ایمان که تمام شد ،نسیم ملایمی وزیدو آن را خاموش کرد.

وقتی نوبت به سومین شمع رسید با اندوه گفت:

« من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم، چون مردم مرا به کناری انداخته اند و اهمیتم را نمی فهمند، آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت کنند و عشق بورزند. » پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد . کودکی وارد اتاق شد و دید که سه شمع دیگر نمی سوزند. او گفت »: شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید، پس چرا دیگر نمی سوزید؟»

 چهارمین شمع گفت:

« نگران نباشد، تا وقتی من روشن هستم، به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم. من امید هستم. » چشمان کودک درخشید، شمع امید را برداشت و بقیه شمع ها را روشن کرد.

بنابر این شعله امید هرگز نباید خاموش شود. ما باید همیشه امید و ایمان و صلح و عشق را در وجود خود حفظ کنیم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 


حکایت شمع ودل در شام غریبان

سرزمین نینوا تمام عمرش منتظر این روز بود چون در تقدیرش نوشته بودند که خون پاکترین فرزندان آدم  به دست   بدترین مردم در این مکان برزمین ریخته خواهد شد . بی شک  ذره ذره خاک نینوا هزاران بار از غم این مصیبت عظمی  آرام و بی صدا گریسته بود . ظهر عاشورا به پایان رسیده بود از عباس علمدار خبری بود ونه از علی اکبر جوان ، علی اصغر کوچکترین  فرد حاضر در دشت نینوا هم به شهادت رسیده بود  ،عقیله بنی هاشم زینب کبری  مانده بودو زنان ودختران داغدار و لشگر اشقیا که قرار بود کاروان رادر قالب اسرا به سرزمین شام ببرد. این بانو کم مصیبت ندیده بود .  او دختر امیر مومنان بودو اسوه صبر  ومی دانست که شام غریبان در راه است . 14قرن از آن واقع تلخ  و مصیب بار  می گذارد. شب عاشورا که از را می رسد کمتر کسی هست که قدر این واقعه را درک کرده باشد بتواند شام غریبان رادر خانه بماند . شام غریبان به یک آیین مذهبی تبدیل شده وعزادران امام حسین(ع) غروب عاشورا از خانه بیرون می آیند   عزادرای می کنند ودر خیابان وتکایا و حسینه ها شمع روشن می کنند .   می خواهند که به یاد بود آن شب سخت و طاقت فرسا با روشن کردن شمع ترس کودکان را کم کنند ومی خواهند که زینب کبری در تاریکی شب   کودکان را گم نکند . مراسم شب شام غریبان در قم که شهر فاطمه معصومه (س)دختر آل پیامبراست مردم حضور بیشتری دارند. چرا که هم عزاداری  دسته های عزا داری که روز عاشورا برای عرض تسلیت  به حرم می ایند  می بینند و هم مراسم شام غریبان را برگزار می کنند. خیابان های منتهی به حرم مطهر  مملو از جمعیتی است که برای  برگزاری شام غریبان آمده اند.   در چهره بیشتر آنان آثار حزن واندوه آل پیامبر موج می زند جز اندک قلیلی که فقط برای تماشا آمده اند .  یکی چون نذر دارد  شمع را کف دستش روشن کرده  وآن دیگری آرام و ساکت گوشه ای نشسته وبه شعله های روشن شمعی که افروخته است  خیره شده و آرام آرام اشک می ریزد. زن جوانی به همراه مردی که گویی همسرش باشد یک بسته شمع را سوزانده می خواهد بسته دیگری راهم باز کند  نورشمع حکایت دلش را باز می کند خطاب به مردش می گوید : توهم برداروبرای پدرومادرت هم روشن کن . حکایت شمع ودل  درشام غریبان حکایتی غیر قابل توصیف است .   باید دلت از جنس سجاد باشد یا از جنس دل زینب که قدر این شب را بدانی وآن را پاس بداری .  عکاسان که برای شکار سوژهای ناب آمده اند در آن اطراف پرسه می زنند تا  از جمعیت عزادار عکسی بگیرند که منحصر بفرد باشد. سقایی که روی کوزه اش شمع روشن کرده . پسر جوانی که بیش از 10شمع در پشت و روی دستش روشن کرده . در این میان کودکان که گویی یک شب به آنان فرصت آتش بازی داده شده است تا بی ترس ودعوای بزرگتر ها کبریت به دست بگیرند.غرق در دنیای کودکانه خود برای روشن وخاموش کردن شمع ها اشتیاق خاصی دارند ومی خواهند که این فرصت را در کنار خانواده از دست ندهند. چند سالی نخواهد گذشت که این کودکان به زنان ومردانی تبدیل می شوند که  در چنین شبی به همراه کودکان خود دراین مراسم شرکت می کنند.

 مکان های که شهرداری برای روشن کردن شمع ها آماده کرده لبریز شمع های سوخته است .  شمع فروشان  که دیگر فرصتی به نابی امشب پیدا نمی کنند که شمع های خودرا آب کنند به سه بسته هزار تومان هم راضی می شوند؛ اما هرچه م از شب می گذرد از تعداد مشتریان کمترو کمتر می شود .به هرکجا نگاه کنی شمعی یا در حال سوختن ویا خاموش شده.

 موم  آب شده شمع ها عابران را می آزارد  روی نردها  ؛ لبه حوض کنار آب خوری؛ زیر کیوسک تلفن ،کف خیابان وحتی زیر کرکره مغازهای بسته هرکجا که  به نظر برسد می شود شمعی روشن کرد آثار بجا مانده از شمع های سوخته برجاست . نیروهای خدمات شهرداری دائم موم های ریخته را پاک می کنند اما به سرعت دوباره جایگزین می شود.تنها تعداد کمی از خانوداه ها پیش بینی کرده اند و برای اینکه  نه دیگران را آزار دهند ونه برای  شهرداری زحمت درست کنند  با خود زیر شمعی آورده اند  وتنها برروی آن شمع روشن می کنند . شام غریبان تنها شمع روشن کردن نیست درک معرفت این شب ایمان می خواهد باور به شهادت  آفتابی عالمگیر که از ترس اشعه های جانبخشش در خاک پنهانش کردند.شام غریبان هست  تا محرم است تا عاشورا هست  تا عزاداران امام حسین(ع) هستند
+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

 

داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم 
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ 
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی … 
گذشت و به مقصد رسیدیم .  
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم .  
پرسیدم بابت چی ؟ 
گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم
وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد  
حالی شبیه غش به من دست داد .  
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  | 

کنفرانس بزرگ دانش و صنعت

 از این وب دیدن کنید

http://conference-sandi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره مهرنوروزی  |